|
سلام دوستای خوبم ! خوبین ؟ خوشین؟ سلامتین؟
به خاطر اینکه وبلاگم بدون علت فیلتر شده تصمیم دارم که یه وبلاگ نو بسازم بنابراین تا میام درستش کنم ازتون خداحافظی می کنم. دوستانی که تو وبلاگم نظر دادین مخصوصا اقا وحید و اقا شهاب الدین و شادی خانوم و اقا مجید و .... . ایشالا تو پست بعد آدرس جدید وبلاگمو می نویسم. قرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررربون همتون كارگاه طراحي قالب روي دلاي آدما هرگز حسابي وا نكن
از در نشد از پنجره ، زوري خودت رو جا نكن
آدمكاي شهر ما بازيگرايي قابلن
وقتش بشه يواشكي رو قلب هم پا مي زارن
تو قتلگاه آرزو عاشق كشي زرنگيه
شيطونك مغزاي ما دلداده دو رنگيه
دلخوشي هاي الكي ، وعده هاي دروغكي
عشقاشونم خلاصه شد تو يك نگاه دزدكي
آدمكاي شب زده قلبا رو ويرون مي كنن
دل ستاره ي منو ، از زندگي خون مي كنن
ستاره ها لحظه ها رو با تنهايي رنگ مي زنن
به بخت هر ستاره اي ، آدمكا چنگ مي زنن
عمري به عشق پر زدن قفس رو آسون مي كنن
پشت سكوت پنجره چه بغضي بارون مي كنن !
مردم سر تا پا كلك ، رفيق جيب هم مي شن
دروغه كه تا آخرش ، همدل و هم قسم مي شن
رو دنده حسادتا زنگي رو مي گذرونن
عادت دارن به بد دلي نمي تونن خوب بمونن
قصه روزگار اينه ، به هيچ كسي وفا نكن
روي دلاي آدما هرگز حسابي وا نكن ... كارگاه طراحي قالببرایش مهم نیست که تو شاهی یا گدا ! مردی یا زن ! هر چی که هستی باش ! فقط تنها شرطش اینه که ارزش اونو بشناسی و حرمتشو نگه داری . كارگاه طراحي قالب شاخه با ریشه خود حس غریبی دارد باغ امسال چه پاییز عجیبی دارد غنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست که نیست با خبر گشته که دنیا چه فریبی دارد خاک کم آب شده مثل کویری تشنه شاید از جای دگر مزرعه شیبی دارد سیب هر سال در این فصل شکوفا می شد باغبان کرده فراموش که سیبی دارد
سلاااااااااااااااااااام دوستای گلم ! خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ ایشالا که هم خوبین هم خوش و هم سلامت . راستی روز معلم رو هم به همه دبیرا و معلمای خوب و دلسوز تبریک میگم و امیدوارم که سالی رو که شروع کردن با خوشی و خوبی و ایشالا سلامتی بگذرونن .
با سلام خدمت دوستان عزیزم
می خواستم این سایتو بهتون معرفی کنم . سایت خیلی جالبیه خواهش می کنم که فقط یک بار بهش سر بزنید مطمئن باشید که پشیمون نمیشین . ممنون ازتون .
آدرس سایت اینه : http://www.topcdbazar.com/webmasters.php
در ضمن این سایت قرعه کشی هم داره یادتون نره .
كارگاه طراحي قالب
خدایا : سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده دلم را در آن
بگسترانم و با دستان خسته قنوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گلهای زیبای عشق و ایمان را بار دیگر در من تازه گردانی ...
سلااااااااااااااام دوستای گلم ایشالا که همیشه گل باشید اما عمرتون مثل گل نباشه . ایشالا که سال خوبی را شروع کرده باشین و به خوبی هم به پایان ببرید .
من حسینم که جهان واله و حیران من است ابر و باد و مه و خورشید به فرمان من است جد من احمد مختار قریشی نسب است پدرم حیدر کرار امیر عرب است مادرم فاطمه خود خلقت جان را سبب است من حسینم ضربان دل من یا زهراست نقش دیوار و در منزل من یا زهراست « اربعین حسینی بر همه شما دوستان عزیزم تسلیت باد » كارگاه طراحي قالب
می روی تا با نبودن عشق را پر پر کنی می روی با اشک حسرت دیده ام را تر کنی
آن همه گفتی نگاهت با نگاهم زنده است من نباشم می توانی روزها را سر کنی ؟ در نبودت گریه کردم آینه احساس کرد آینه شو گریه ام را حس کنی باور کنی سبز در عشقت شدم کم کم تو دانستی ولی عاقبت می خواستی در قلب من خنجر کنی بعد تو در سینه نامت می شود یک خاطره کاش می شد قصه عشق را باور کنی كارگاه طراحي قالب
روی قبرم بیویسید مسافر بوده است بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است
بنویسید زمین کوچه سر گردانیست او در این معبر پر حادثه عابر بوده است صفت شاعر اگر همدلی و همدردی است در رکابم بنویسید که شاعر بوده است بنویسید اگر شعری از او مانده به جای مردی از طایفه شعر معاصر بوده است مدح گویی و تناخوانی اگر دین داری است بنویسید در این مرحله کافر بوده است عزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است كارگاه طراحي قالبكي ميخواي بشيني تا من واست از خودم بگم باز صبره تو چقدره تا من بشكنم پشته يه آواز عزيزم قصه نميگم نميخوام بهم بخندي يا فقط به احترامم چشم رو هر چي هست ببندي نميخوام بونه بگيري كه چرا زخميه سينم يا ازم دلت بگيره كه نشد تو رو ببينم عزيزم زخماي بابا ماله عشقه فوق العادس به خدا اشكاي بابا بيخودي نيس بي ارادس اگه ميبيني رفيقام هنوزم مردن و تنهام حتي اگه يه ستاره نشده به اسمه بابا غمي نيست ما برقراريم اون بالا يكي رو داريم پشت ابر بيقراري هنوزم چشم انتظاريم ما هنوز چشم انتظاريم چشم به راه يه بهاريم اون بالا يكي رو داريم ما هنوز چشم انتظاريم اون بالا يكي رو داريم كارگاه طراحي قالب
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی ایست که جانها همه ویرانه اوست
فرا رسیدن ماه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر برهمه شما دوستان گلم تسلیت باد . كارگاه طراحي قالب<<... دلم گرفت وقتی که تو ٬گفتی عاشق نمیشم ...>> <<... گفتی دیگه جمعه شبا٬ سنگی نزن به شیشم ...>> <<...دلم گرفت وقتی >که تو٬ گفتی که عشق کدومه ...>> <<... دلم گرفت تا فهمیدم٬ کار >دلم تمومه ...>> <<... دور دلت دیواری بود٬ با خشت های محکم و سفت ...>> <<... تا گفتی عاشق نمیشم٬ یه جورایی دلم گرفت ...>> <<... خیال میکردم همیشه ٬ته دلت یه چیزی هست ...>> <<... که قلب من بی ادعا٬ به پای عشق تو نشست ...>> <<... دلم می خواد تو گریه هام ٬برام یه شاه پری بشی ...>> <<... من می میرم اگه یه روز٬ تو مال دیگری بشی ...>> <<... دلم گرفت تا گفتی که٬ روز وداع داره میاد ...>> <<... گفتی که روز رفتنم٬ بی اطلاع داره میاد ...>> <<... خواستی پری من نشو ٬پری که مال هرکی نیست ...>> <<... خواستی فراموشم بکن٬ عاشقی هم زورکی نیست ...>> <<... وقتی برای قلب تو٬ منم شدم مثل همه ...>> <<... وقتی که این ترانه ها٬ برای چشم تو کمه ...>> <<... باید برم باید برم٬ آخر عشقها رفتنه ...>> <<... تصویر من کم کم داره٬ تو قاب چشمات میشکنه ...>> <<... فرقی نکرده ماجرا ٬هنوز تو رویای منی ...>> <<... حتی اگه خودت نخوای ٬عشق زیبای منی! ...>> اين دفعه اگه داشت بارون ميومد از زيرش فرار نکن برو زير بارون ببين چنتا از دونه های بارون رو ميتونی بگيری اندازه قطره های بارونی که تونستی بگيری دوستم داری اندازه قطراتی که نتونستی بگيری دوست دارم . كارگاه طراحي قالب یکی از راه می رسه اون که با عشق آشناست برای تنهایی هام هدیۀ دست خداست انگار از جاده میاد بوی خوب دامنش دلیل بودن من لحظۀ رسیدنش آشنای من بیا دل من تاب نداره چشم من از انتظار روز و شب خواب نداره باز صدای خنده هاش تو گوشم زنگ می زنه حسرت بودن اون سینمو چنگ می زنه چشم من به راه اون روز و شب به جاده هاست وقتی از راه برسه بهترین وقت دعاست کی میاد اون روزی که مهربون من بیاد اون که با امدنش انتظارم سر بیاد
كارگاه طراحي قالب
آدمهایی رو می شناسم که تمام امروزشون رو دیروزهای گذشته پرکرده حسرت روزهایی رو که بوی خاطره گرفتن و غبار گذشت زمان رو .
آدمهایی رو می شناسم که امروزشون رو پرواز می کنن تا به فردا برسن . آدمهایی که از امروزشون لذت نمی برن به امید اینکه فردای لذت بخشی داشته باشن. اما آیا تضمینی هست که حتما فردا رو می بینیم ؟ و بالاخره آدمهایی رو می شناسم که از دیروزهاشون به امروزشون پل می زنن روی اشتباهات گذشته خط می کشن و سعی می کنن امروز قشنگتری داشته باشن . آدمهایی که برای آینده تلاش می کنن اما همه چیز رو فدای آینده نمی کنن . آدمهایی که واسه امروز زندگی می کنن برای همین لحظه سبز خوشبو ... كارگاه طراحي قالب
وجودم پر اشتیاقه واسه گفتن از تو گفتن واژه ها کم می ارن توی این شعرو شکفتن
خواب دیدم تو آسمونی من ولی روی زمینم حالا اون خاطره ها رو لحظه لحظه می بینم داری می خندی و راه می ری رو ابرا مهربونیت نمی ذاره که دل ما بشه تنها پاکی و زلالی مثل همه گلهای تو باغچه خدا اسم تو رو رو تک تک گلبرگا نوشته سرنوشت از ما چی می خواد تو فقط اینو میدونی روی قطره های اشکم تو داری قصه می خونی بیا برگرد و دلا رو با محبت آشنا کن برای اومدنت همراه ما تو هم دعا کن كارگاه طراحي قالب
دنیای غریبی است. تا زمانی که زنده ایم خبر از هم نداریم . حتی اگر زیر یک سقف زندگی کنیم . اما وای از آن زمان که این جسم ناچیز از کار بیفتد و بمیریم .چه ها که نمی کنند ! چه شعار ها که نمی دهند ! چه اشکها که نمی ریزند .
ای کاش زمانی که زنده هستیم از یک لبخند یک کلام محبت آمیز و رفتاری توام با مهر به هم دریغ نکنیم. چه سود که بعد از مرگ عالم و آدم را خبر کنیم و دادسخن دهیم ؟! شاخه گلی را که می خواهی روی گورم بگذاری امروز که زنده ام تبدیل به لبخند یا نگاهی توام با محبت و عشق و بی ریا و عاری از تزویر کن و به رویم لبخند بزن . اشکهایت بر گورم چه ارزشی خواهد داشت .
امروز که در دست توام مرحمتی کن فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت كارگاه طراحي قالب
کوچه های کوفه مثل هر کسی با صدای گامهایش آشناست
هیچ کس اما نمی داند که او اولین آیینه باغ خداست آن که همراه یتیم بی نوا در میان کوچه بازی می کند هم به نخلستان و در میدان جنگ با خدا راز و نیازی می کند نیمه شب های علی آکنده است از مناجات و دعا و زمزمه آسمان خانه اش بارانی است هر سحر از غصه های فاطمه نیمه شب می آید و در گوش چاه مثل هر شب درد دل ها می کند آه می دانم علی با نان خشک باز امشب روزه را وا می کنی
وقتی دلی برای دلی تنگ می شود انگار پای عقربه ها لنگ می شود
تکراریند پنجره ها و ستاره ها خورشید بی درخشش و گل سنگ می شود پیغام آشنا که ندارند بلبلان هر ساز و هر ترانه بد آهنگ می شود باران بدون عاطفه خشکی می آورد رنگین کمان یخ زده بی رنگ می شود هر کس بجز عزیز دلت یک غریبه است وقتی دلت برای دلی تنگ می شود
آنچه در خاک اروپاست در اینجا هم هست تحفه هایی که در آنجاست در اینجا هم هست
گر هوس پروری و دلبری و طنازی است ور قد و قامت رعناست در اینجا هم هست گر برهنه شدن مرد و زن اندر بر هم پیش چشم همه پیداست در اینجا هم هست گر غرض کافه و کاباره و رقاصه لخت ور شنا بر لب دریاست در اینجا هم هست گر کوکائین هوست بود در اینجا کم نیست هروئین گر دلت خواست در اینجا هم هست پول خود را به اروپا ز چه می ریزی دور آنچه در غرب مهیاست در اینجا هم هست البته نه این طوریام نیست .... سلام دوستای خوبم خوبین؟ خوشین؟ سلامتین ؟ با درسا و ماه رمضان چی کار می کنین؟ خوش می گذره؟ بابا نظر بدین دیگه ... كارگاه طراحي قالب
از پرده اگر ماه پری چهره بر آید با غمزه مستانه خود جلوه گر آید
ما را دگر از هجرت او شکوه سر آید از غیبت اگر ماه فروزنده در آید ای یوسف حسن و ملاحت ! باز آی که چشم ما چون یعقوب در هجر تو سرشک غم به دامان می ریزد . ای دادخواه شهیدان عشق ! ای زائر غریب گلزار بقیع ! ای نگاه حسرت تو سوار بر امواج فرات ! ما به خون نشستگان تیر مژگان توایم که دل ما را ناوک مژگان تو شکافته است . ای هستی من ! عمری است که در انتظارم و بی قرار . از عشق تو چون لاله داغدارم و دل خون . تنها بهانه رویش من تابش آفتاب جمال توست . اما از آن ترسانم که بهار عمر رو به خزان نهد و وصال دست ندهد . مونس من ! عمری است در سراپرده دل در حسرت دیدارم و از هجر تو بیمار. پدر بستر بیماری جز یاد تو درمانم نیست و در گوشه تنهایی جز نام تو یادم نیست . کوچه های شهر دل را به انتظار مقدمت آذین بسته و بر آستان در نشسته ایم . ما در غم هجر توِ با دیده خونباریم در عشق و وفاداری ما شهره بازاریم تو یوسفی و ما هم مشتاق خریداریم در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم ای طاووس گلشن عقبی ! بر ما خرابه نشینان گلخن دنیا نظری انداز که کشتی امید ما در ساحل انتظار است . ما به انتظار روزی نشسته ایم که تو باز آیی و واژه انتظار را از قاموس حیات پاک کنی . به امید آن روز ...
سلام دوستان خوبم اعیاد شعبانیه بر شما مبارک . امیدوارم که حال تک تک جمعه این هفته یعنی ۱۷ شهریور ماه برای ظهور مهدی موعود گل سر سبد ائمه علیهم السلام دعا می کنیم . عیدتون مبارک نظر یادتون نر كارگاه طراحي قالب بدانند سیاه بخت بودم ...
بر روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا به جای معشوقم برایم گریه کند ...
چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم ...
و آخر اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم اما نتوانستم ...
هر کجا هستم باشم به درک ! من که باید بروم ! پنجره فکر هوا عشق زمین مال خودت !
من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سیما دارد ؟! تیپ را باید زد ! جور دیگر اما ... کار را باید جست ! کار باید خود پول . کار باید کم و راحت باشد ! فک و فامیل که هیچ ... با همه مردم شهر پی کار باید رفت ! بهترین چیز اتاقی است که از دسته چک و پول پر است ! پول را زیر پل و مرکز شهر باید جست ! سید خندان یه نفر ! سوئیچم کو ؟! چه کسی بود صدا کرد زورو ؟! دوستای خوبم سلام بخشید که دیر اپ کردم . دیگه زود به زود نمی تونم . ولی ممنونم که منو از یادتون نبردین .
كارگاه طراحي قالب
در خواب دیدم با خدا مصاحبه می کردم.
خدا از من پرسید : دوست داری با من مصاحبه کنی؟ پاسخ دادم اگر شما وقت داشته باشید. خدا لبخندی زد و گفت : زمان من ابدی است. چه سوالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟ من سوال کردم چه چیزی در آدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟ خدا جواب داد : اینکه از دوران کودکی خسته می شوند و عجله دارند که که زودتر بزرگ شوند و وقتی بزرگ شدند دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند. اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند سپس پول خود را خرج می کنند که سلامتی از دست رفته را باز یابند . اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند. اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند. دست خدا مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت سپس من سوال کردم : به عنوان پروردگار دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند ؟ اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند که به آنها عشق بورزند بلکه تنها کاری که می توانند انجام دهند اینکه اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن قرار گیرند. اینکه یاد بگیرند که خوب نیست که خودشان را با دیگران مقایسه کنند. اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند. اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی سالیان سال زمان لازم است تا این دردها التیام یابد. یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین هاست. اینکه یاد بگیرند که کسانی هستند که آنها را دوست بدارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند. اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند . با افتادگی خطاب به خدا گفتم : از وقتی که به من دادید سپاسگزارم و افزودم چیز دیگری هم هست که آنها را بدانم ؟ خدا لبخندی زد و گفت : فقط اینکه بدانند من اینجا هستم « همیشه »
سلام دوستای گلم ممنونم که به وبلاگم سر می زنید اما نظر نمی دید بابا چرا نظر نمی دید منو کشتین که باشه هر جور راحتین. دلم می خواد نظرتونو در مورد مطلب بالا بدونم خواهش می کنم بگین باهاش موافقین یا نه ؟
كارگاه طراحي قالب
سرمایه عمر ادمی یک نفس است و آن یک نفس از برای یک هم نفس است گر نفسی با نفسی هم نفس است آن یک نفس از برای یک عمر بس است.
سلام دوستای گلم که به وبلاگم سر مس زنید و نظر هم می دید و منو راهنمایی می کنید ازتون خییییییییییییییییییییییییلی ممنونم. قررررررررررررررررررررررررربون همتون
كارگاه طراحي قالب |
|
|



